اخبار

1397/12/07
خسرو قبادی گفت: ما هنوز نفهمیدیم دانشگاه نسل سوم چیست مفهوم دانشگاه نسل چهارم هم آمد، ما نباید اجازه دهیم که دانشگاه پیرو شود و به زاییده صنعت تبدیل شود. دانشگاه باید مسؤولیت اجتماعی داشته باشد اما پیرو نباشد.


 به گزارش ایسنا، خسرو قبادی در همایش ملی "ارتباط علوم انسانی، تولید و صنعت" که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، درباره این ارتباط گفت: تاریخ به ما می‌گوید برای ایجاد تحول باید به علوم انسانی تکیه کرد. ما اگر در نفت به توسعه نرسیده‌ایم به این دلیل بوده که نگاه فرهنگی نداشته‌ایم. همچنین سیاست‌گذاری نامناسب هم در این زمینه دخیل بوده است.

او با اشاره به موضوع دانشگاه و علوم انسانی و مقالاتی که برای واکاوی ارتباط دانشگاه و جامعه بررسی کرده است، گفت: ما اگر به تولید علم نمی‌رسیم باید ببینیم درون و برون ساختار علم چه خبر است. ارتباط جامعه و دانشگاه ارتباطی بسیار پیچیده است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: یافته‌های علوم انسانی با واقعیات جامعه هم‌خوانی ندارد. علم در مقابل جامعه در مقابل محیط زیست و … مسؤول است. ما سه نوع علوم انسانی داریم، یک دسته رشته‌هایی مثل مدیریت، دسته‌ای دیگر جامعه‌شناسی و روانشناسی هستند و دسته آخر علوم انسانی محض است و همین دسته از علوم هستند که بایسته‌های ارتباط علم و صنعت را مطرح می‌کنند، از نظر من سه سطح بنگاه، سطح سیاست‌گذاری و سطح کلان و مبانی هم سه سطح صنعت هستند.

عضو هیأت علمی جهاد دانشگاهی اظهار کرد: نظام علم و فناوری در نظام اقتصادی، نظام اقتصادی در درون نظام سیاسی و نظام سیاسی در درون نظام فرهنگی عمل می‌کند. رشد علم به بستر فرهنگی مناسب نیاز دارد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی، وی در پایان چند پیشنهاد برای بهتر شدن ارتباط صنعت و دانشگاه ارائه کرد و گفت: باید فرا تحلیلی از تحلیل‌های زیاد ارتباط صنعت و دانشگاه انجام شود، همچنین پژوهشگاه علوم انسانی باید تحلیل محتوایی از تمام مقالات این حوزه انجام دهد. باید مستندسازی تجارب ارتباط دانشگاه و صنعت انجام شود. دفاتر ارتباط صنعت و دانشگاه همه وزارت‌خانه‌ها باید ارتباط بیشتری با هم داشته باشند و مساله‌شناسی کنند.

لینک خبر: ایسنا






1397/12/07
استاد مدیریت دانشگاه تهران گفته است که ما در ایران با مشکلی به اسم مجمع الجزایر فرهنگی مواجه هستیم و همین کار ما را سخت کرده است.


 غلامرضا خاکی استاد مدیریت دانشگاه تهران در همایش ارتباط علوم انسانی، تولید و صنعت که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، درباره تاثیرات تحولات علوم انسانی بر نظریه‌ها و مدل‌های نوین سازمانی گفت: حوزه مدیریت از خودش چیزی ندارد و منتظر دستاوردهای سایر رشته‌های علوم انسانی از جمله علوم اقتصادی، سیاسی و جامعه‌شناسی و ... است. در علوم سیاسی نظریه‌ های گوناگون دولت مطرح می‌شود و بعد وارد مدیریت دولتی می‌شود تا بتوانیم کاری انجام دهد. علم مدیریت می‌تواند از دستاوردهای دیگر رشته‌ها استفاده کند و به واقعیت در نهادهای مختلف تبدیل کند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر هر علمی از جمله سیاست، فلسفه و ... در یک جامعه ضعیف باشد، بالطبع مدیریت هم نمی‌تواند کاری انجام دهد. دانش مدیریت مولود فلسفه پراگماتیستی است که فلسفه آمریکایی است. علم مدیریت فرآیندی برای نظریه‌پردازی و تکنیک‌سازی است تا از طریق آن تحول ایجاد کنیم. علم مدیریت به ما می‌گوید چگونه تغییر ایجاد کنیم ولی اگر آن را نفهمیم این علم مثلا در ایران معنایش فقط تغییر دادن و عوض کردن آدم‌ها می‌شود.

خاکی اضافه‌کرد: تنها دانشی که شبیه به مدیریت است پزشکی است.علت اینکه مدیریت به حایی نمی‌رسد چون دانش مشاوره نداریم. دانش مدیریت جهانی است. ما در ایران با مشکلی به اسم مجمع الجزایر فرهنگی مواجه هستیم و همین کار ما را سخت کرده است.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران اظهار داشت: اگر دانش‌های مختلف علوم انسانی تقویت شوند مطمانا دانش مدیریت هم قوی می‌شود و به این ترتیب تغییر و تحول بهتر و درست‌تر اتفاق می‌افتد. دانش مدیریت کندو است که زنبورها (پژوهشکران) به سراغ گل‌ها (علم‌های دیگر) و در کندو پردازش انجام می‌شود. اینکه از کندو تغییر مناسبی بیرون نمی‌آید به این دلیل است که از گل‌های جامعه چیز تازه‌ای بیرون نمی‌آید.

لینک خبر: خبرگزاری پانا






1397/12/07
ما به همه مسایل از هر زاویه‌ای جز دانایی نگاه کرده‌ایم. به طرز غیرمتعارفی گرفتار هستیم و هنوز بنیه کارشناشی در تصیم‌گیری‌های‌ کشور نزدیک به صفر است. راه نجات ایران عمل به نظرات کارشناسی است.


 به گزارش واحد روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ فرشاد مومنی،  عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در روز دوم و پایانی همایش ارتباط علوم انسانی، تولید و صنعت که 6 اسفندماه 1397 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، گفت: ما به همه مسایل از هر زاویه‌ای جز دانایی نگاه کرده‌ایم. به طرز غیرمتعارفی گرفتار هستیم و هنوز بنیه کارشناشی در تصیم‌گیری‌های‌ کشور نزدیک به صفر است. راه نجات ایران عمل به نظرات کارشناسی است.

او ادامه داد: زور علم در چارچوب مناسبات رانتی ناچیز است و علم را رقیب خود می‌داند، بنابراین فرصت‌ها را از دست می‌دهیم و هزینه‌های سنگین می‌پردازیم.
این صاحب‌نظر اقتصادی گفت: در پنج ساله گذشته رشد اقتصادی‌مان در مقیاس جهانی جزو برترین‌ها بوده اما از دل این رشد نه رونقی به دست آمده نه وضعیت مردم بهتر شده و نه کمکی به اشتغال کرده است. ما در این پنج سال گذشته چیزی حدود ۳۰ درصد از تورم‌مان کاهش یافته ولی هیچ یک از کارکردهای شرایط تورم را شاهد نبوده‌ایم.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: بنابراین ما در حال حرکت به سمت یک از کارافتادگی سیتمی هستیم، در یک سال قیمت نفت ۷۰ دلار در هر بشکه نفت کاهش می‌یابد اما هبچ اتفاقی رخ نمی‌دهد. همه اینها به واسطه شکاف بین نظر و عمل اتفاق می‌افتد.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه این از کارافتادگی در نظام آموزشی ما هم وجود دارد گفت: ما با یک نظام آموزشی فاقد برنامه روبه‌رو هستیم. ما همچنین دچار یک کمیت‌گرایی افراطی در آموزش عالی هستیم. حافظه‌محوری یکی دیگر از کاستی‌های نظام آموزشی است،  نظام آموزشی ما ظاهرگرا و نمایش‌محور است، سهم ایران در خلق داده‌های علمی ۶۸ برابر شده است اما بهبودی در کیفیت زندگی ما ایجاد نکرده و اتفاق علمی خاصی رخ نداده است. گویب این مقاله‌نویسی‌ها بود و نبودشان کارایی ندارد.
مومنی اظهار کرد: متأسفانه این مسایل و واقعیت‌ها واکنش برانگیز هم نیست! ما یک شرایط بحرانی را تجربه می‌کنیم و این ازکارافتادگی می‌تواند تهدیدی علیه امنیت ما باشد.

وی با طرح این سوال که چه باید کرد، گفت: مطالعات زیادی نشان می‌دهد که سهم عوامل بیرون از سازمان در توضیح ناکارآمدی آن سیستم بیشتر است.  ما با یک بازآرایی سیستمب در کل ساختار نهادی نیاز داریم، این ساختار نهادی کاملا علیه توسعه موضع گرفته است. ساختار نهادی ما به گونه‌ای است که هرکس برای افزایش منافع شخصی می‌کوشد منافع ملب را با مخاطره مواجه می‌کند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: در همین دولت در پنج سال گذشته وقتی خواستند نرخ ارز را خارج از چارچوب‌های اقتصادی حل کنند همه چی به هم ریخت و به تاراج رفت. ما باید ببینیم درد این حکومت چیست که برنامه‌گریز است.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: علاوه بر اینکه نظام اقتصادی ما مشوق دانایی‌محوری نیست، ما کاستی‌های فاجعه‌آمیزی هم در نظام آموزشی و هم تولید صنعتی داریم که باید متحول شوند. آنچه درباره نظام آموزشی مهم است این است که این نظام باید از نظر شکل و محتوا تمرکز خود را بر کار جمعی و یادگیری ضمنی بنا کند.
این نظریه‌پرداز اقتصادی بیان کرد: پیش شرط تحقق نوآوری آمادگی به اشتراک گذاشتن دانایی است که ما با آن فاصله زیاد داریم. ما در چارچوب تولید خودفریبی می‌کنیم وقتی همه چیزمان از نفت است این تولید نیست از جیب خوردن است. ساخت اقتصادی سیاسی ایران تمایل دارد این الگوی تولید بسط پیدا کند. پیوند راهبردی میان تولید محوری و علم محوری از دل فرصت‌های شغلی مولد بیرون می‌آید. بنابراین ما با اتکا به روش علمی هم می‌توانیم بفهمیم منشا گرفتاری چیست و هم راه برون رفت از آن چیست. متاسفانه ما اگر استثناها را نادیده بگیریم متاسفانه پشت به هدف هستیم و به طرز عجیبی علم‌گریز و تولیدگریز هستیم.

مومنی در پایان گفت: چیزی که برای ایران حکم مرگ و زندگی دارد و به آن توجه نمی‌شود روندهای مسئولیت‌گریزی دولت از امور حاکمیتی است. این شانه خالی‌کردن به ویژه از حوزه سلامت و آموزش مردم و تغذیه مردم مهمترین نمودها و بسیار خطرناک است.






1397/12/07
دکتر محمد فاضلی (دکتری جامعه‌شناسی مرکز بررسی‌های استراتژیک، دانشگاه شهید بهشتی و مشاور اجتماعی وزیر نیرو) به عنوان اولین سخنران برای حاضرین سخنرانی کرد که متن سخنرانی دکتر فاضلی از نظرتان می گذرد:


 به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی آخرین پنل و برنامه سخنرانی های همایش ارتباط علوم انسانی، تولید و صنعت در نوبت بعداز ظهر از ساعت 14 دنبال شد و طبق برنامه دکتر محمد فاضلی (دکتری جامعه‌شناسی مرکز بررسی‌های استراتژیک، دانشگاه شهید بهشتی و مشاور اجتماعی وزیر نیرو) به عنوان اولین سخنران برای حاضرین سخنرانی کرد که متن سخنرانی دکتر فاضلی از نظرتان می گذرد:

علوم انسانی، تولید و صنعت
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

سخن اول
سخن از علوم انسانی، تولید و صنعت که به میان میآید، اول باید ملاحظه ای جدی را مد نظر داشت و با احتیاط گام برداشت. احتیاط از آن جهت که نکند همه اشتیاقها به پیوند زدن علوم انسانی با تولید و صنعت از آن جهت باشد که کشور در تنگنا قرار گرفته و تأمین مالی دانشگاه دشوار شده است، و از آنجا که تقسیم اعتبارات میان دانشکده ها و پژوهشکده ها بر اساس میزان کسب درآمد آنها از منابع بیرونی صورت میگیرد، پس علوم انسانی نیز به ناچار باید راهی به سوی درآمدزایی بیابند. ما باید لختی بایستیم و تأمل کنیم و در این بنگریم که شاید همه آنچه تحت عنوان پیوند دانشگاه و جامعه و به تبع آن علوم انسانی، تولید و صنعت طرح می شود، چیزی جز اشتیاق برای کسب منابع مالی نیست و نسبتی با توسعه واقعی، تولید یا صنعت ندارد.
علوم انسانی میتواند نسبتهایی با تولید و صنعت بیابد، اما پیش از اینکه در این مقوله غور کنیم، باید به این اندیشید که این دسته از علوم، وظایف دیگری نیز بر عهده دارند که از اساس تعریف آنها برای سایر علوم و از جمله علوم پایه، فنی و مهندسی و پزشکی بنیان مستحکمی ندارد. آدمیان از فیزیک، ریاضیات، پزشکی یا علوم مهندسی انتظار ندارند درباره نسبت قدرت و انسان، و درباره میزان رعایت ارزشها در جامعه سخنی بگویند. این علوم و بالاخص یکی از فراوردهای اصلی آنها یعنی فناوری، بر روابط میان آدمیان اثر میگذارند و توانایی انسان برای پایبندی به ارزشها را متحول میسازند، اما آنها علومی برای اندیشیدن در نسبت انسان و ارزشها، نقد روابط میان آدمیان و سامان دادن به نرمافزارهای اداره جوامع انسانی نیستند.
ما بیگمان باید به نسبت علوم انسانی با تولید و صنعت بیندیشیم، اما به یاد داشته باشیم که علوم انسانی وظیفهای سترگتر، یعنی بررسیدن و پالودن اندیشهها، سیاستها و نرمافزارهای اداره جامعه را بر عهده دارد. نسبت علوم انسانی با تولید و صنعت را نباید مستقیم و همشأن نسبت علوم پایه یا فنی-مهندسی با تولید و صنعت انگاشت.
جامعه ایرانی چندین دهه است که بابت اشتباهی گرفتن نقشهای علوم و عالمان تاوان سنگینی پرداخته است. دیروز، روز مهندس بود. مهندسان و پزشکان دهههاست حاکمان بلامنازع و تعیینکننده زمین بازی توسعه، اقتصاد، شهرسازی و محیطزیست بودهاند. آنها داعیهدار بازنگری در علوم انسانی و دوختن قباهای مختلف از اسلامی کردن تا مهندسی فرهنگی بر قامت این علوم نیز بودهاند. مهندسان با پوشاندن قبای سیاستگذاری عمومی بر تن اندیشه مهندسی، عاقبت نهچندان خوشایندی برای خود و دیگران رقم زدهاند.
علوم انسانی و اجتماعی، وظیفه دارند ناقد قدرت باشند و این فقط قدرت سیاسی نیست که به نقد نیاز دارد، قدرت فنون مهندسی، تولید و صنعت نیز نیازمند نقدند. علوم انسانی و اجتماعی وظیفه دارند صدای گروههای ناشنیده جامعه باشند، همانها که گاه زیر پای تولید و صنعت له میشوند؛ و علوم انسانی و اجتماعی وظیفه دارند شرایط حکمرانی خوب معطوف به توسعه پایدار را تبیین کنند.
علوم طبیعی قادرند ابزارهای خوبی برای توسعه باشند، اما آنها نیز به مانند هر ابزار دیگری نظیر سرمایه، فناوری یا نیروی انسانی، در دل مناسباتی کار میکنند که حکمرانی آن مناسبات را رقم میزند و ارزیابی و درانداختن طرحهایی که سبب کارآمدی ابزارها شود، وظیفه علوم انسانی و اجتماعی است. علوم انسانی و اجتماعی از این منظر، علوم حکمرانی هستند و جامعهای که این کارکرد علوم انسانی و اجتماعی را به فراموشی بسپرد، روی خوش نخواهد دید.
من اگرچه با این ایده که تولید مقاله و تعدد آنرا شاخص «تولید علم» تلقی کند مخالفم، اما فعلاً روایت غالب آن است که تولید مقاله با تولید علم برابر است. رتبه ایران در تولید مقالات و ثبت آنها در نمایههای بینالمللی از 52 به 16 ظرف 20 سال ارتقا یافته است اما آیا ما در شاخصهایی نظیر کیفیت زندگی، تولید ناخالص داخلی، کاهش بیکاری و کنترل تورم هم همین رکورد را شاهد هستیم؟ دست یافتن به چنین بهبودهایی نیازمند حکمرانی مناسبی است که مطالعه و طراحی برای تحقق آن در حیطه علوم اجتماعی و انسانی است.
علوم انسانی همچنین برای تأمل در معناهای مندرج در زندگی آدمیان است. ادبیات، فلسفه، تاریخ، الهیات و دانشهایی از این دست، و آنچه علوم اجتماعی خوانده میشوند، به جهات مختلف ابعاد معنایی و غیرمادی زندگی انسانی را میکاوند. جفاست اگر علومی را که به سازوکارهای شادی، نفی خشونت، بهزیستی روانی و مناسبات اخلاقی و انسانی میان آدمیان میپردازند، فقط در مقایسه با سایر علوم و بر اساس نقشی که در تولید و صنعت ایفا میکنند قضاوت کنیم، و از این منظر است که معتقدم باید در برابر فشار برای پیوند زدن برای مثال فلسفه یا ادبیات با تولید و صنعت، تا حد ممکن مقاومت کرد. همان گونه که پزشکی از اساس برای معنا دادن به زندگی پدید نیامده، فلسفه یا ادبیات نیز برای گشودن قفلهای فناورانه پدیدار نشدهاند و نباید بر اساس نقششان در ایجاد اشتغال یا رشد اقتصادی داوری شوند.

سخن دوم
اگر قرار است علوم انسانی در فرایندهای تولید و صنعت نقشی ایفا کنند، ترجیح من آن است که به عوض پرداختن به چگونگی و نوع اثرگذاری آنها بر تولید و صنعت، ملزومات اثرگذاری را برشمارم.
1.    علوم انسانی و عمدتاً علوم اجتماعی، با توسعه دانش، مهارت و ارتباطات میانرشتهای قادرند درکی مناسب از تولید و صنعت، و ظرفیت تعامل با علوم فنی و مهندسی را در دانشجویان پرورش دهند.
2.    علوم انسانی و اجتماعی مشروط به آنکه در افقهای میانمدت و بلندمدت بهکار گرفته شده و ارزیابی شوند، میتوانند سهمی در تولید و صنعت ایفا کنند. تأثیرگذاری علوم اجتماعی در سامان دادن به مسأله آب و انرژی در ایران، نقشآفرینی علم تاریخ در ثبت «تاریخ سیاستی» در عرصههای مختلف و فواید توسعهای مترتب بر آن یا کارآمدی سیاستگذاری عمومی در بهبود سیاست صنعتی، در افق زمانی متفاوت از علوم فنی و مهندسی، محسوس میشود.
3.    علوم انسانی و اجتماعی میتوانند به صورت غیرمستقیم در بهبود تولید و صنعت نقش داشته باشند. اقتصاددانان عمدتاً قادر به تولید کالا و خدمات نیستند، اما قادرند سازوکارهای منجر به تولید بهرهور و کارآمد را کاوش کرده و به‌سامان شدن آن‌را تسهیل کنند. این ساماندهی اما در بازههای زمانی کوتاهمدت عمدتاً صورت نمیگیرد. جامعهشناسان نیز با بررسی روابط کار یا بقیه مشخصات فرهنگ سازمانی، قادرند ایفای نقش کنند اما اثرگذاری آنها نیز کند است. جامعه و حکمرانی‌ای که از علوم انسانی و اجتماعی تأثیر زودهنگام انتظار داشته باشد، از مقاصد خویش بازمی‌ماند.
4.    اثربخشی علوم انسانی و اجتماعی در عرصه صنعت و تولید تا اندازه زیادی منوط است به اینکه نقش کنشگران مرزی جدی گرفته شود. کسانی باید باشند که در مرزهای دانش و حکمرانی، حرکت کنند عاملان انتقال دانش به عرصه حکمرانی و مسائل حکمرانی به عرصه دانش باشند. جهان دهه‌هاست از طریق تأسیس اندیشکده‌های خصوصی و دولتی، و احترام گذاشتن به قواعد فعالیت در اندیشکده‌ها، پیدایش و اثربخش شدن کنشگران مرزی را تسهیل کرده و امنیت لازم برای ایشان را نیز فراهم ساخته است. اگر کارخانه‌ها، آزمایشگاه‌ها و سالن‌های طراحی و تولید، عرصه جولان علوم پایه و فنی–مهندسی است، اندیشکده‌ها جولانگاه آن دسته علوم انسانی و اجتماعی است که محصولاتی برای کمک به جریان‌های تصمیم‌گیری و اصلاح حکمرانی ارائه می‌کنند.

سخن آخر
سرنا را از سر گشادش نباید نواخت. همه علوم و از جمله علوم انسانی و اجتماعی میتوانند سهمهایی در تولید و صنعت ایفا کنند؛ اما جریان واقعی در عرصه علوم و فناوری این گونه است که چون علمی به بلوغ و شکوفایی برسد، همچون چشمهای جوشان میشود که به بیرون تراوش کرده یا فوران میکند، و تولید و صنعت هم از این فوران و غلیان بهره خواهند برد. چنان نیست که با مطالبه کردن یا بدتر از آن فشار آوردن به علوم برای نقشآفرینی در عرصه تولید و صنعت، به فوران و غلیان برسند.
رشد و بالندگی علوم – اعم از علوم انسانی و اجتماعی – شرایطی دارد، و بهکار بستن آنها در جریان توسعه نیز ملزومات نهادی فراوان دارد. معضل امروز را باید دوسویه بازخوانی کرد و هر گونه قرائت یکسویه که مشکل را به ضعف درونی علوم انسانی و اجتماعی نسبت دهد، و از نامناسب بودن شرایط نهادی لازم برای غنای درونی علوم انسانی و اجتماعی غفلت کند؛ یا آن دیدگاهی که از ضعفهای علوم انسانی و اجتماعی موجود در ابعاد محتوایی و سازمانی بگذرد و فقط به شرایط محاط بر علوم انسانی تکیه کند، ناقص خواهد بود. یکسویهنگری و هر ارادهای که بخواهد علوم انسانی و اجتماعی را بدون عنایت به کارکردهای متکثر آنها، یکسره مخدوم تولید و صنعت سازد، بیگمان جهد بیتوفیق خواهد بود.

در ادامه دکتر ناهید پوررستمی (معاون آموزشی، پژوهشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده مطالعات جهان) و دکتر امیرحسن کاکایی (استاد دانشکده مهندسی خودرودانشگاه علم و صنعت و مشاور صنایع خودروسازی) نظرات خود را مطرح کردند که گزارش کامل همایش در سایت منتشر خواهد شد

لازم به ذکر است، در مراسم اختتامیه با قرائت بیانیه همایش و اهدای تندیس و لوح قدردانی از طرح­های مشترک منتخب علوم انسانی و صنعت تجلیل به عمل آمد.






صفحه اولصفحه قبل123صفحه بعدصفحه آخر